یادداشت تقدیمی از دکتر جليل جراحي
یادداشت تقدیمی از دکتر جليل جراحي — دانشگاه آزاد اسلامي واحد بيرجند
یکی از شگردهای دکتر محتشمی این بود که همیشه در اولین درسی که با هر ورودی داشتن یه دعوایی با بچه ها می کردن تا حساب کار دستشون بیاد و تا آخر دوره حواسشون باشه.
-یادمه ترم سوم بودیم و برای اولین بار با آقای دکتر درس داشتیم (جبر خطی) کلاس ساعت 2 شروع شده بود و یکی از بچه ها طبق عادت و عرف معمول نزدیکای 3:30 گفت استاد خسته نباشید!! دکتر یهو برگشت سمت ما و با عصبانیت گفت: کی بود؟ کی بود؟ ما همه از ترس رنگمون مثل گچ سفید شده بود و نفسمون در نمیومد. دکتر هم شروع کردن به سخنرانی که شما فکر کردین اینجا دبیرستانه و..... خلاصه اون روز تا 4 سرکلاس بودیم و تا آخر 4 سال هم جرات نداشتیم بگیم خسته نباشید.
-یادمه دو ترم بعد شبا آقای دکتر درس ریاضی برای آمار داشتیم. کلاس ساعت 12 شروع شده بود و با اینکه ساعت 1:50 شده بود جرات نداشتیم بگیم استاد خسته نباشید تا اینکه چشم دکتر اتفاقی به ساعتشون افتاد و با تعجب پرسیدن ساعت چنده؟؟؟ ما هم گفتیم ده دقیقه به دو !!!!!!!! گفتن خب چرا پس نمی گید به من؟؟ گفتیم استاد ما هنوز هم از اون ترم که دعوا کردین جراتش رو نداریم.
آقای دکتر هم لبخند پیروزمندانه ای زدن و کلاس رو ترک کردن.
سال دوم دوره دکتری بودم. یه روز رفتم اتاق آقای دکتر تا چند مقاله جدید رو که تازه گرفته بودم بهشون بدم. یکی از دانشجوهای سال اول (خانم دکترصانعی) اونجا بودن. یهو دکتر بی هیچ مقدمه ای شروع کردن به من توپ و تشر زدن که جراحی تلاشت کمه باید بیشتر کار کنی و از این حرفا!!! منم فقط بهت زده داشتم دکتر رو نگاه می کردم و می گفتم بله چشم و توی دلم می گفتم کاش حداقل جلوی خانم صانعی اینجوری برخورد نمی کردن.
روز بعدش دکتر که منو دید گفت جراحی از حرفای دیروزم ناراحت نشی عمدا اون حرفا روبهت زدم که خانم صانعی حساب کار بیاد دستش! بعدها خانم صانعی به من گفت وقتی شما از اتاق رفتین بیرون دکتر محتشمی گفتن من فقط این حرفارو به جراحی گفتم که تو حواست رو جمع کنی.
— دکتر جليل جراحي
دانشگاه آزاد اسلامي واحد بيرجند