اینجانب افتخار آشنایی با جناب آقای دکتر محتشمی را از سال 1381 دارم، وقتی اولین درسم یعنی آمار و احتمال مقدماتی را با ایشان گذراندم. زمانی‌کهپس از چند جلسه کلاسی متوجه شدیم که دکتری خود را از انگلستان گرفته‌اند، برایمان این تواضعو صمیمیتی که داشتند، جالب تر شد. هنوز امتحان‌هایی که چندین سوال داشت و هر سوال چندین قسمت و از همه جای کتاب سوال بود را به خاطر دارم. این شیوه‌ی امتحان را دوست داشتم؛ چون برخلاف بسیاری از امتحان‌ها، محدودیت زمانی سختگیرانه ای نداشت و گاهی تا چهار ساعت ادامه پیدا می‌کرد. برایم تعلق خاطر و وابستگی که به زادگاهشان و شهرشان یعنی بیرجند دارند، قابل ستایش است. من نیز در این زمینه خود را مریدشان می‌دانم. در کنار رابطه دانشجو و استادی به نظرم بسیار خوب ارتباط پدرانه‌ای با دانشجویان برقرار می‌کنند. در نگاه ایشان همواره دلسوزی پدرانه موج می‌زند. صداقت و یکرویی ایشان است که باعث می‌شود از هم‌صحبتی با ایشان سیر نشوید. معمولاً برای هر دانشجو یک کدی در ذهن دارند که وی را به آن ویژگی می‌شناسند و حافظه بسیار خوبی دارند. دانشجویانی که سال‌ها قبل با ایشان درسی را گذرانده‌اند را هم به ذهن دارند و با آنها در ارتباطند و حال و احوالشان را جویا می‌شوند. هر گاه که ایشان را می بینم سلام و علیک گرمشان ("سلام مجید آقا") برایم روحیه بخش و انرژی بخش است. از دیگر ویژگی‌های بارز شخصیتیشان یکدل و یکراه کردن یک مجموعه برای انجام کارهای تیمی است. تحت مدیریت ایشان، تجربه برگزاری پنجمین سمینار احتمال و فرآیندهای تصادفی در شهریور 1384 برای ما دانشجویان کادر اجرایی بسیار به یادماندنی و دلچسب بود.اینکه چگونه با درایت همه اعضای کادر اجرایی یک دل برای برگزاری این سمینار از جان و دل تلاش می‌کردند تا جایی که حتی یکی دوشب در اتاقی که بعدها اتاق کارم در دانشگاه بیرجند شد، برای انجام امور سمینار تا صبح بیدار ماندیم، را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم. درپایان امیدوارم که طی این سالها کدی که از من در ذهنشان مانده نیز خوشایند باشد.برایشان آرزوی سلامتی و طول عمر دارم و هیچگاه دلسوزی‌ها و رهنمودهای پدرانه ایشان را فراموش نمی‌کنم. — دکتر مجید چهکندی دانشگاه بیرجند