عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت سروران گرامی ، از من خواسته شده تا در مورد استاد عزیز و ارجمندم جناب پروفسور غلامرضا محتشمی برزادران مطالبی را هرچند کوتاه و مختصر بنویسم صحبت کردن و نوشتن در وصف دکتر محتشمی و توصیف این نمادانسانیت ساعت ها زمان می طلبد تا شمه ای از اوصاف این ابر مرد خطه بیرجند را بتوان بیان کرد. بنده دانشجوی ورودی مهرماه سال 1364 رشته دبیری ریاضی مجتمع آموزش عالی بیرجند بودم. عزیزانی که در آن سالها دانشجو بودند، یادشان هست که اساتید دانشگاه دارای قرب و منزلت بسیار زیادی نسبت به زمان حاضر بودند و اقتدار و جذبه زیادی داشتند و دانشجویان جسارت نزدیک شدن و یا رفاقت با اساتید را نداشتند. حال شما تصور کنید در اینچنین جوی یک نفر پیدا شود و پای درد دل دانشجویان بنشیند و به قول معروف درکشان کند و سنگ صبورشان باشد، این شخص همانند یک ملجا و پناهگاه برای دانشجویان است. استاد محتشمی یک پناهگاه امن برای دانشجویان بود. اگر اشتباه نکنم در نیمسال دوم سال 1364 جناب استاد محتشمی به جمع اساتید گروه ریاضی مجتمع آموزش عالی بیرجند ملحق شدند اساتیدی همچون آقایان فلکی ، طالبیان ، حاج جمشیدی و . . . که هر کدامشان در آن زمان بهترینها در تخصص خود بودند. این مقدمه را عرض کردم تا جو و اتمسفر حاکم بر مجتمع آموزش عالی بیرجند و مخصوصا گروه ریاضی آن زمان را توصیف کرده باشم، حال در یک اینچنین جوی استاد محتشمی با دانشجویان بسیار صمیمی و دوستانه برخورد می کردند و به صحبت های آنها گوش می دادند و راهنمائی های لازم را به دانشجویان می دادند، علی الخصوص از زمانی که مدیر گروه ریاضی شدند که برای ما دانشجویان بهترین روزهای دانشجویی بود چرا که یک نفر مدیر گروه ریاضی شده که به حرف دانشجویان گوش میداد وبه نظراتشان احترام می گذاشت (البته نا گفته نماند که در گروه ریاضی دانشگاه بیرجند اساتید نازنین دیگری هم بودند که همانند استاد محتشمی به قول معروف از جنس مردم بودند مثل استاد پرویز حسن پور، استاد محمد مهدی نصر آبادی ، استاد علی اکبر پویان خداوند ان شاالله سلامت نگهشان دارد) استاد محتشمی دستخط بسیار زیبائی داشته و دارند و زمانی که امتحان میانترم و پایانترم از دانشجویان می گرفتند، دستخط زیبایشان زبانزد خاص و عام بود و همیشه در برگه سوالات امتحانی استاد محتشمی 4 یا 5 تا سوال بود ، که هر سوال دارای 2 یا 3 بخش بودند بطوریکه این سوالات تقریبا تمام مطالب سرفصل را پوشش می داد و با اطمینان می توان گفت که کسی نمی توانست ادعا کند که از فلان بخش کتاب سوال نیامده بود و این نقطه قوت بزرگی برای یک استاد دانشگاه است. استاد محتشمی در آن سالها یک خودرو سواری لندرور داشتند. صبح ها اگر دانشجویان مقیم خوابگاه که فلکه دوم رحیم آباد بود، از سرویس دانشگاه جا مانده بودند؛ استاد محتشمی در مسیر رفتن به دانشگاه با لندرور خودشان دانشجویان را سوار می کردند و به دانشگاه می رساندند.(من خودم چند بار این افتخار نصیبم شد) امیدوارم در دانشگاه های ما اساتیدی مانند استاد محتشمی زیاد و زیادتر باشند و مسئولین و مدیران دانشگاه قدر و منزلت اساتیدی همچون پروفسور محتشمی را بدانند و گرامی بدارند، هر چند استاد محتشمی در سال های آخرکه منتهی به بازنشستگی ایشان می شد، مورد کم لطفی و کم مهری بعضی از همکارانشان شدند ولی استاد محتشمی با سعه صدر و مناعت طبع و بزرگواری با آنها برخورد می کردند. سخن گفتن و صحبت کردن در مورد شخصیت علمی و اجتماعی پروفسور محتشمی در این مقال نمی گنجد و بنده به عنوان یکی از دانشجویان استاد محتشمی قطره ای از دریای معرفت و انسانیت و دانش و مردانگی این استاد ارجمند و کم نظیررا بیان کردم. آرزو دارم استاد محتشمی همیشه سالم و تندرست و شاد باشند و سالهای سال سایه پر مهرشان بر سر همه ما و جامعه علمی کشور مستدام باشد. نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم — سید هاشم طبسی دانشگاه دامغان