یادداشت تقدیمی از دکتر یدالله واقعی
یادداشت تقدیمی از دکتر یدالله واقعی — گروه آمار دانشگاه بیرجند
اینجانب یدالله واقعی بیش از 20 سال با جناب استاد دکتر محتشمی ارتباط کاری، اداری و پژوهشی داشتهام و بخش کوتاهی از خاطرات و شناخت خود را از استاد گرامی جناب آقای دکتر محتشمی به عرض خوانندگان گرامی میرسانم.
یکی از ویژگی های مهم آقای دکترمحتشمی علاقه وافر به زادگاه خود (روستای برزادران و مناطق اطراف یا بقولی ناحیه هردنگ) و به شهرخود (بیرجند) و نیز دانشگاه بیرجند میباشد. از بس ایشان ازروستای برزادران تعریف می کنند و مرتب رفت و آمد دارند که سالهاست آرزوی رفتن به آنجا را دارم (شاید بعد از نوشتن این مطلب یکبار دکتر من را با خود ببرند برزادران را ببینم!). ایشان همواره دوستان و فارغ التحصیلان دانشگاه بیرجند را به ادامه تحصیل تشویق میکردند و از بدو شروع به کار در دانشگاه بیرجند به فکر توسعه رشتهها از جمله تاسیس رشته آمار و نیز جذب دانشآموختگان کارشناسی ارشد و دکترای آمار بودهاند. اینجانب در هر دو مقطع کارشناسی ارشد و دکترا بورسیه دانشگاه بیرجند بودم، هرچند در آن زمان جناب دکتر محتشمی شناخت و آشنایی چندانی با من نداشتند ولی در دادن اعلام نیاز و جذب من در دانشگاه بیرجند نقش بهسزایی داشتهاند و از این بابت به نوعی مدیون این استاد بزرگوار هستم.
از جمله ویژگی های بارز دیگر آقای دکتر، هوش و حافظه بلند مدت ایشان است که از سالیان خیلی دور ریزترین وقایع را در دوران بچگی یا دبیرستان یا تحصیل و موسسه آموزش عالی آمارو انفورماتیک و... بخاطر داشته و بخوبی تعریف می کنند. بنظر من یکی از عوامل بسیار مهم در پیشرفتها و ارتقای درجات علمی و حتی موفقیتهای دانشجویان تحت نظارت ایشان همین هوش و ذکاوت و البته درایت ایشان می باشد. ایشان به بسیاری از دوستان و آشنایان و همکاران و حتی افراد ناآشنا خونگرمی و ملاطفت خاصی داشتند. بسیار پیش آمد که در اتاق من دانشجو یا فردی بود که برای آقای دکتر ناشناس مینمود، دکتر به مدد اطلاعاتی که از افراد و فامیل های مختلف داشتند با پرسیدن دو یا سه پرسش از دانشجو یا فرد ظاهراً ناشناس اطلاعات آبا و اجدادی فرد را در میآوردند و به قولی از در رفاقت وارد صحبت میشدند! حتی گاهی افرادی فامیلشان را عوض کرده بودند، دکتر با اندک پرسشی متوجه این موضوع میشدند.
در سالیانی که با آقای دکتر در دانشگاه بیرجند همکار بودیم، نظر به لطفی که به بنده داشتند، در چندین مورد من مشاور دانشجویان کارشناسی ارشد تحت راهنمایی خود قرار دادند. جدیت و پیگیری مداوم ایشان بر امور مختلف پایان نامه و مقاله دانشجو و... انگیزهای بود برای من که بعد از انتقال استاد به دانشگاه فردوسی نیز از همکاری ایشان در قالب استاد مشاور یا راهنمای دوم دانشجویان دکترای تحت راهنمایی خود بهره ببرم و همین پیگیری های ایشان به افزایش کیفیت کار دانشجو و نیز چاپ مقاله بیشتر از رساله دانشجو کمک شایانی کرد و بیشک بخشی از پیشرفت علمی خودم را مدیون همین زحمات و پیگیری های دلسوزانه و مجدانه جناب استاد محتشمی هستم.
در همین راستا عرض کنم که، بارها من در مورد ارسال فایل بخشی از رساله یا بیان مشکلی در فرایند داوری مقاله دانشجو یا... به دکتر پیامک یا ایمیل می زدم، جناب دکتر در فاصله کوتاهی به من زنگ می زدند و همین زنگ زدنهای مکرر سبب می شد که حتی گاهی گوشی خود را درحالت پرواز قرار دهم تا خودم در فرصت مناسبتری به ایشان زنگ بزنم! (در زمینه این پیامک دادنهای مکرر من به دکتر و زنگ زدن سریع ایشان، بارها طنزی را برای دوستان تعریف کردم: که منزل یارو آتش میگیره به آتش نشانی پیامک میزنه: منزلم آتیش گرفته به من زنگ بزنید تا آدرس منزل رو به شما بدم!). خلاصه آنکه دکتر در هر موردی که با من همکاری داشتند، بیشتر از خود من دلسوز و پیگیر بودند و بارها دیدم که فایل رساله یا مقاله دانشجویی که ایشان راهنمای دوم بودند را قبل از من نگاه کرده و بعد از آن به من زنگ می زدند و اگر به هر دلیلی من پاسخ نمی دادم به دانشجو زنگ می زدند تا نکات اصلاحی خود را بیان کنند.
در سال 1384 چهارمین سمینار احتمال و فرایندهای تصادفی در دانشگاه بیرجند برگزار شد ایشان من را بعنوان مسئول دبیرخانه سمینار انتخاب کردند. با وجود دبیر پرکار و پرتلاشی چون ایشان کارها و وظایف دبیرخانه هم بسیار سنگین بود ولی با بهره گیری از تعدادی از دانشجویان کارشناسی آن زمان (که برخی از آنها هم اکنون عضو هیات علمی یا کارمندان خبرهای در ادارات مختلف هستند) تا حدی از سنگینی کار از دوش من برداشته شد. چندماه قبل از برگزاری سمینار ایشان با دهها مقام مسئول (که برخی از آنها دوست و همکلاسی قدیمی یا همشهری بودند) در وزارتخانهها و نهادها و شرکتهای مختلف مکاتبات بسیار متعددی برای جلب حمایت مادی داشتند و شدیدا هم پیگیر بودند که به نتیجه برسد. همین موضوع سبب شد که حق ثبت نام بسیار اندکی از شرکت کنندگان گرفته شود (بنظرم حدود 2000 تومان در آن زمان) و حتی از بیشتر شرکت کنندگان هزینه غذا یا اسکان گرفته نشود، این موضوع به همراه برنامه های جنبی سمینار سبب جذابیت بیشتر سمینار و نیز افزایش آمار مشارکت ( با شرکت تعداد زیادی از اساتید برجسته آمار کشور) در سمینار احتمال و فرایندهای تصادفی بود.
ما در تابستان 1403 هفدهمین کنفرانس آمار ایران را در دانشگاه بیرجند برگزار کردیم، آقای دکترمحتشمی هر چند دبیرکمیته علمی بودند پابهپا وحتی بیشتر از من، که دبیرکنفرانس بودم، علاوه بر انجام امور مربوط به کمیته علمی، پیگیر امور مختلف اجرایی و جلب مشارکتها وحمایتها بودند و بخاطر برگزاری همین کنفرانس برای مدت چندماه از مشهد به بیرجند برگشتند تا بصورت حضوری و رودررو یار و یاور ما در برگزاری هرچه بهتر کنفرانس باشند. با توجه به تغییرات و دگرگونیهای مختلف در سالهای اخیر (عمدتاً: توسعه آموزش مجازی) و نیز افزایش سرسام آور هزینههای رفت و برگشت و اسکان و تغذیه و.... ایده ایشان برگزاری کنفرانس بصورت مجازی (یا در واقع ترکیبی از حضوری و مجازی) بود. هرچند ما امکانات مختلف را برای حضور حدود صد نفر میهمان تدارک دیدیم و چندین کلاس هم بصورت حضوری-مجازی تجهیز شدند، ولی در نهایت تعداد افرادی که به صورت حضوری شرکت کردند متاسفانه آمار قابل توجهی نبود.
در پایان برای افزایش طول عمر و سلامتی ایشان و خانواده و توفیق در راه ادامه خدمت به میهن و بیرجند دعا میکنم.
— دکتر یدالله واقعی
گروه آمار دانشگاه بیرجند