یادداشت تقدیمی از غلامحسین یاری
یادداشت تقدیمی از غلامحسین یاری — دانشگاه علم وصنعت
مطلع شدم که هجدهمین کنفرانس آمار ایران در تابستان 1405 در دانشگاه خواجه نصیر با همکاری انجمن آمار ایران برگزار میشود. برگزارکنندگان این کنفرانس و انجمن آمار به بنده امر فرمودند که از آشنایی و خاطراتی که با جناب آقای دکتر غلامرضا محتشمی برزادران دارم به طور مختصر جهت نکوداشت این استاد محترم و مسلم آمار، همکار و دوست دیرینه مطالبی را بیان کنم. پیشاپیش از دستاندرکاران این کار پسندیده سپاسگزاری مینمایم که این قدردانی که شایسته ایشان میباشد را قبول زحمت نمودهاند. برای همهی شما عزیزان آرزوی تندرستی و توفیق دارم.
وظیفهی خطیری است که به بنده محول شده و در عین حال بسیار خرسندم که بخشی از ویژگیهای آقای دکتر محتشمی را بیان کنم.
آشنایی بنده با ایشان برمیگردد به پاییز سال 1358 که ما در آزمون ورودی دورهی کارشناسی ارشد آمار در مؤسسه آموزش عالی آمار که در روبروی سفارت سابق آمریکا در خیابان طالقانی (تخت جمشید سابق) مستقر بود پذیرفته شدیم. ایشان دانشجوی آمار مؤسسه بود که تابستان 1358 فارغالتحصیل شده بود و بنده فارغالتحصل ریاضی محض دانشگاه شهید بهشتی (دانشگاه ملی سابق) در همان سال بودم. با انتقال مؤسسه به خیابان پاسداران سال تحصیلی را شروع کردیم و در مدت کوتاهی ما به خصوصیات یکدیگر پی بردیم و بدون اعلام رسمی، دوستی و همفکری درسی ما شکل گرفت. هر چه از هفتههای ترم سپری میشد، دوستی ما عمیقتر گشت تا رسیدیم به پایان نیمسال و امتحانات برگزار شد. در شروع ترم دوم همکلاسیهایمان پیشنهاد کردند که در رابطه با بازبینی رشته تحصیلی مورد نیاز دانشگاهها مطالعه و نظرخواهی از وزارتخانهها و افراد صاحب نظر انجام دهیم. این پیشنهاد در مؤسسه تصویب شد با این شرط که نیمسال دوم جزو سنوات تحصیلی محاسبه نشود. ما کارمان را شروع کرده تا هفته اول اردیبهشت 1359 که انتخابات تشکلهای دانشجویی باعث ناامنی در دانشگاهها شد و در دوازدهم اردیبهشت دانشگاهها را برای انقلاب فرهنگی تعطیل کردند. در این زمان دکتر محتشمی به بیرجند برگشت و دنبال شغل معلمی رفت، تا این که در پاییز سال 1363 مجدداً دورههای فوقلیسانس در دانشگاهها بازگشایی شد و ما به مؤسسه برگشتیم که آن موقع مؤسسه در دانشکدهی انفورماتیک دانشگاه شهید بهشتی ادغام شده بود.
به خاطر دارم از 9 یا 10 نفری که ورودی دوره بودیم فقط آقای دکتر محتشمی و بنده در دانشکده ثبت نام کردیم و مطلع شدیم که آقایان دکتر نوابپور و دکتر فقیهی هم در دانشگاه تازه تأسیس تربیت مدرس بورسیه شدهاند. ما به طور جدی کارمان را زیر نظر آقایان مرحوم دکتر محمدرضا مشکانی و مرحوم دکتر علی عمیدی ادامه دادیم که در خرداد 1364 با گذراندن واحدهای تئوری به پایان رسید. دکتر محتشمی پایاننامهاش را با راهنمایی مرحوم دکتر مشکانی شروع و در پاییز 1364 فارغالتحصل شد و بنده با ارائه پایان نامهام به راهنمایی دکتر درگاهی فارغالتحصیل شدم. آقای دکتر محتشمی جذب آموزش و پرورش شد و من در دانشگاه علم و صنعت مشغول به کار شدم، از آن موقع به بعد همکاری علمی و پژوهشی ما به طور جدی و مستمر ادامه یافت تا این که آقای دکتر محتشمی برای ادامهی تحصیل به کشور انگلستان رفت و زمانی که برگشت بار دیگر همکاری ما قوت گرفت و تا قبل از بازنشستگی ایشان و بنده پنج دانشجوی آمار به طور مشترک فارغالتحصیل کردیم و تعداد زیادی مقاله در مجلات علمی معتبر به چاپ رساندیم، ولی از انصاف به دور است که اشاره به ویژگیهای ایشان نداشته باشم:
ایشان فردی خودساخته از یک منطقه نابرخوردار از امکانات رفاهی از خطهی خراسان جنوبی (بیرجند) سختکوش و علاقهمند به امر آموزش، پژوهش و استادی جدی، با صلابت، وقتشناس و بسیار حساس در مورد انتخاب دانشجوی دکترا و چاپ مقالات در مجلات معتبر بودند و هستند. من از دوستی با ایشان بسیار بهرهمند شدم و به این دوستی همیشه افتخار میکنم.
— غلامحسین یاری
دانشگاه علم وصنعت